تبليغاتX
علی جون

خلاقیت یک نیروی ذاتی است که در همه افراد وجود دارد و راه­های بی­شماری برای پرورش آن به ویژه از دوران کودکی وجود دارد. چرا که به قول «گاردنر» تصور و تخیلی که در اوایل دوران کودکی شکل می‌گیرد، مبنای خلاقیت در دوران بلوغ است. بنابراین به شما پدر و مادران عزیزی که خواهان آن هستید تا فرزندانی خلاق، مبتکر، نوآور و در نهایت، کارآفرین داشته باشید،

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 17:50  توسط بابا مجید  | 

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 17:47  توسط بابا مجید  | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 17:44  توسط بابا مجید  | 
كارتون سندباد و علی بابا

كارتون سندباد و علی بابا

تماشای این کارتون برای همه ی سنین خاطره انگیز و جذاب خواهد بود.سندباد محصول كشور ژاپن بود سال 1975 به كارگردانی (فومیو كوروكاوا -هیكو اكازاكی)
ساخته شد هسندباد پسری كه به دنبال ماجراجویی میره و شخصیت اصلی كارتونه

داستان این كارتون برداشتی از هزار و یكشب كه در اصل ایرانیه

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 16:12  توسط بابا مجید  | 
                                                              

                با کودکانی که دروغ می گویند چه کنیم؟    

تنبیه و دعوا کردن کودکانی که دروغ می گویند، هیچ فایده ای ندارد. بهتر است به جای این کار، ابعاد دنیای تخیلی آنها را تغییر دهیم.

هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد.

برخی از کودکان در حدود سن سه سالگی، تمایل شدیدی به دروغ گفتن دارند. به راستی علت آن چیست؟

متخصصین روانکاو علل مختلفی را در این امر مؤثر می دانند، دکتر کاپادونیا، رئیس بخش روان شناسی اطفال بیمارستان شهر میلان در این باره می گوید: «دروغگویی کودکان در این سن با دروغگویی بچه ها در سنین بالاتر کاملاً متفاوت است. کودکی که هنوز قادر به تشخیص واقعیت و خیال و رؤیا نیست، برای تجربه احساس شادی و غم به طور واقعی، خود را در دنیای خیالی که خودش آن را ساخته است، قرار می دهد. حتی گاه چنین کودکانی در هنگام تعریف ماجرای مرگ قهرمان ساخته ذهن خود ، زیر گریه می زنند.»

خلق داستان های تخیلی توسط کودک، نمایانگر قدرت خلاقیت ذهن او است، اما برخی از کودکان حتی پس از سه سالگی نیز همچنان به این کار ادامه می دهند.

محیطی که کودک در آن رشد می کند نقش بسیار مهمی در این مورد دارد. والدین که به هنگام تعریف چنین داستان های خیالی توسط فرزندشان، خود را محو شنیدن نشان می دهند و طوری وانمود می کنند که از شنیدن آنها واقعاً لذت می برند و برایشان بسیار جالب است، در واقع با این رفتار، کودک را تشویق به گسترش و توسعه دنیای تخیلی خود می نمایند.

والدین نباید در برابر دروغ های کودک خود را بی تفاوت نشان دهند، بلکه فقط شنونده باشند. زیرا این امر به نوعی موجب تشویق او به ادامه این کار است.حتی نباید طوری وانمود کنیم که گویی دروغ های کودک را باور کرده ایم. چنین عکس العملی او را به این نتیجه می رساند که از طریق دروغ گفتن می تواند به خواسته خود برسد.اما عکس العمل منفی نباید نشان داد؛ مهم آن است که والدین با نهایت آرامش ، ذهن کودک را به سوی واقعیت سوق دهند و به او بفهمانند که این داستان ها همه حاصل خیالبافی های او است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:41  توسط بابا مجید  | 

 راههایی برای سرگرم کردن بچه ها در خانه

بچه ها تعطیلات تابستانی و ماندن در خانه را دوست دارند اما گاهی وقت ها همین در خانه ماندن برای آنها کسل کننده می شود. برای اینکه روزهای بلند تابستان را برای بچه ها به روزهای به یاد ماندنی تبدیل کنیم؛

لازم است کمی خلاقیت به خرج دهیم و با برنامه ریزی و انجام کارهای ساده، این زمان را با سرگرمی های شاد پر کنیم. ۲۴ نمونه از این فعالیت ها را با هم مرور می کنیم:

لازم است کمی خلاقیت به خرج دهیم و با برنامه ریزی و انجام کارهای ساده، این زمان را با سرگرمی های شاد پر کنیم. ۲۴ نمونه از این فعالیت ها را با هم مرور می کنیم:

2:در خانه کارهای هنری انجام دهید. بچه ها دوست دارند کارهای هنری انجام دهند. کاغذ و وسایل نقاشی در اختیار آنها قرار دهید و از آنها بخواهید، داستانی درباره یک روز تابستانی بنویسند و آن را نقاشی کنند. می توانید برای جذابیت بیشتر، نقاشی گروهی بکشید و روی یک مقوای بزرگ با کمک هم یک نقاشی بکشید.

3:ساخت کاردستی برای بچه ها جذابیت دارد و در کنار آن می توانند چیزهای زیادی یاد بگیرند. می توانید یک شخصیت پسر یا دختر روی مقوا بکشید و دور آن را با قیچی ببرید. سپس با کاغذهای رنگی لباس، کفش، کلاه آفتاب گیر و عینک آفتابی برایش درست کنید و البته راه های مراقبت از پوست در برابر آفتاب را هم به فرزندتان بیاموزید.

4: نمایش عروسکی بازی کنید. شخصیت های داستان می توانند عروسک های فرزندتان یا نقاشی هایی که کشیده اید و دور آن را بریده اید، باشند. اگر نمایش عروسکی را کمی شاد و خنده دار اجرا کنید، نکات آموزشی داستان بیشتر در ذهن بچه ها می ماند.

 

5: چند کتاب رنگ کردنی برای بچه ها بخرید و به آنها هدیه بدهید. شعرهایی که درباره روزهای تابستانی است، بخوانید. آنها را به بچه ها هم یاد بدهید تا با شما همراهی کنند.

6: ساعاتی را هم به ورزش و تحرک اختصاص دهید. مبل ها را کنار بکشید و یک آهنگ ورزشی بگذارید. لباس مناسب ورزش بپوشید و با هم کمی نرمش کنید.

7:لباس های قشنگ بپوشید و عکس یادگاری بگیرید.

8: بازی های سرگرم کننده و دسته جمعی انجام دهید. مثلا همه با هم پازل درست کنید و یا از یکی از بچه ها بخواهید درباره یک شی در اتاق بدون اینکه نام آن را ببرد، توضیح بدهد. بعد از بقیه بچه ها بخواهید حدس های خودشان را در این باره روی کاغذ بنویسند و هر کس درست حدس زد، به او فرصت دهید دفعه بعد او درباره یک شی توضیح بدهد. می توانید بیست سوالی بازی کنید و توضیحات را در قالب سوال از هم بپرسید.

9: بچه ها را یک جا جمع کنید و برای شان قصه بگویید. می توانید قصه ای جدید یا قصه های مورد علاقه آنها را تعریف کنید.

10: بازی با سایه ها برای بچه ها لذت بخش است. چراغ های اضافه را خاموش کنید و روی دیوار با سایه اشکال مختلف بسازید. از بچه ها هم بخواهید در این کار شرکت کنند.

11: می توانید چند فیلم کارتونی یا فیلم مناسب سن فرزندتان تهیه کنید و در روزهایی که مجبورید چند ساعت در خانه بمانید، از فرزندتان بخواهید یکی از آنها را انتخاب و تماشا کند.

12: بچه ها را تشویق کنید اتاق شان را مرتب کنند. معمولا بچه ها علاقه ای ندارند که اتاق شان را تمیز کنند، اما شما می توانید این کار را برای شان جذاب کنید. مثلا زمان بگیرید که چه قدر طول می کشد تا اتاق شان را مرتب کنند و بعد اگر اتاق شان مرتب شد، برای آنها جایزه ای در نظر بگیرید و تشویق شان کنید.

13: با کمک بچه ها خودتان خمیر بازی درست کنید. می توانید یک فنجان آرد، یک سوم فنجان آب و یک دوم فنجان نمک را با هم مخلوط کنید و خوب هم بزنید. در صورت لزوم آب یا آرد به میزان کم اضافه کنید تا غلظت آن طوری شود که به راحتی بتوان با آن اشکال مختلف ساخت و در ضمن به دست نچسبد. با استفاده از این خمیر، بچه ها می توانند به راحتی بازی کنند و شکل های مورد علاقه شان را بسازند و بعد از خشک شدن، آنها را رنگ کنند.

14: بچه ها نقاشی با انگشت را دوست دارند. می توانید خمیرهای رنگی درست کنید تا با آن نقاشی برجسته آماده کنند. برای تهیه این خمیر؛ نصف فنجان نشاسته را در یک فنجان آب سرد حل کنید. بعد سه فنجان آب جوش به آن اضافه کنید و روی حرارت قرار دهید تا دو مرتبه به جوش بیاید. خوب آن را به هم بزنید و وقتی شفاف و کمی غلیظ شد، آن را از روی حرارت بردارید و پودرهای رنگی به آن اضافه کنید. وقتی این خمیر خنک شد، بچه ها می توانند با آن نقاشی کنند.

15: چسب، قیچی و روزنامه باطله در اختیار بچه ها بگذارید تا با بریدن عکس ها و حروف آن، تصاویر و جملات جدید درست کنند. می توانید با روزنامه های باطله برای بچه ها کلاه، قایق یا موشک درست کنید.

16: از بچه ها بخواهید تمام عروسک های ریز و اسباب بازی های کوچک خودشان را یک جا جمع کنند و بعد با همه آنها یک شهر کوچک بسازند.

17: چند لیوان آب را کنار هم بچینید. بعد در هر کدام مقدار متفاوتی آب بریزید. حالا اگر با قاشق به هر لیوان ضربه بزنید، صدای خاصی می دهد. می توانید با هم آهنگ بزنید و شعر بخوانید.

18:آلبوم های عکس را بیاورید و با هم عکس ها را ببینید و درباره خاطرات آن با هم صحبت کنید.

19: خاطرات قدیم خانوادگی را برای بچه ها تعریف کنید و به آنها بگویید وقتی بچه بودید، در تعطیلات تابستانی چه کارهایی انجام می دادید و چه طور خودتان را سرگرم می کردید.

20: از بچه ها بخواهید یک شغل انتخاب کنند. مثلا پزشک، پرستار، معلم یا آتش نشان شوند و شما هم نقش بیمار یا شاگرد آنها را بازی کنید.

21: بچه ها بازی با حباب را خیلی دوست دارند. می توانید در یک ظرف کوچک کمی آب صابون درست کنید و با یک نی حباب بازی کنید.

22: بدلیجات و لوازمی را که قدیمی شده، جایی نگه دارید و از بچه ها بخواهید با ترکیب آنها وسایل تزیینی جدید درست کنند. این کار به خوبی بچه ها را سرگرم می کند.

23: در این روزها حتی می توانید مهارت های لازم را به بچه ها بیاموزید. کمی خیاطی به آنها یاد بدهید. مثلا به آنها یاد بدهید، اگر دکمه لباس شان کنده یا جوراب شان پاره می شود، چه طور آن را بدوزند.

24: می توانید شمارش پول را به بچه ها یاد بدهید. پول های خرد و درشت را شمرده، با هم مقایسه کنید. از آنها بخواهید به یکی از افراد خانواده، دوستان یا معلم شان نامه دوستانه بنویسند. به آنها یاد بدهید که چه طور یک نامه دوستانه بنویسند. می توانید کمی آشپزی به آنها یاد بدهید و یا کلماتی از یک زبان دیگر به آنها بیاموزید

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:40  توسط بابا مجید  | 

اولین شماره ماهنامه نبات کوچولو مخصوص کودکان اردیبهشت ماه منتشر شد.شماره بعدی ماهنامه در راه است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:23  توسط بابا مجید  | 

 

 .

به نام خدا

 مورچه  سیاه کوچولو

کار می کنه، بار می بره

دونه هارو جمع می کنه

داخل انبار می بره

 

مورچه  سیاه کوچولو

زیرِ زمین لونه داره

تو لونه ی زیرِزمین

یه عالمه دونه داره

 

مورچه  سیاه کوچولو

عاشق کار و کوششه

تابستون و فصل بهار

همیشه زحمت می کشه

 

 مورچه  سیاه کوچولو

خوشحاله و غم نداره

فصل زمستون که بیاد

آب و غذا کم نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:22  توسط بابا مجید  | 

صبح شده آفتاب اومده 
وای جواب مامان جونو
اول جامو جمع می کنم
حاضر می شم برای ورزش
با صابون خوشبو، می شورم دست و رو
مامانم واسه من یه چایی می ریزن

 

 

 

من تازه از خواب پا شدم  
ای خدا چی بدم
بعد چایی رو دم می کنم
ورزشهای ساده و نرمش
صورتم می شه از پاکی چو گلها
بوسم هم میکنن، میگن: بفرما

 

چشمک بزن ستاره

شد ابر پاره پاره
کردی دل مرا شاد

ديدی که دارمت دوست      
چشمک بزن ستاره 

در روز ناپديدی
در ابرهای تيره   

ديدی که دارمت دوست  
چشمک بزن ستاره    

       
 
 چشمک بزن ستاره
 تابان شدی دوباره

 کردی کردی به من اشاره
 از من مکن کناره

  شب مايه اميدی
چون نقطه سپيدی

کردی کردی به من اشاره
از من مکن کناره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 18:58  توسط بابا مجید  | 

امروز مد شده است که همه کودکانشان را به کلاس نقاشی می برند و می خواهند در مدتی کوتاه آن ها تکنیکی بیاموزند و کاری برای پدر و مادر بکشند. تصویری که به دید آن ها تنها نتیجه ممکن و حتمی کلاس نقاشی است! این که این بیماری آموزشی از کجا آمده است و چطور به یک باور حتمی تبدیل شده است جای هزار سئوال دارد و قصد ندارم در این متن به آن ها پاسخ بدهم اما بد نمی دانم به چند مطلب اشاره کنم:

کودک مجموعه ای از خواسته ها، امیال و ویژگی های شخصیتی از قبیل ستیزه جویی، ناسازگاری، مهربانی و ...در درون دارد و نقاشی کردن یکی از بهترین روش هائی است که به کودک امکان می دهد تا تمامی این ویژگی ها را به صورتی بی خطر از خود دور کرده یا تکامل بخشد و به آنها فرصت می دهد تا شخصیت درونی و افکار خود را بیرون بریزند بدین وسیله او قادر است چیزهایی که توانایی بیان آن را ندارد به واسطه نقاشی ظاهر سازد و خود را از قید تنش های آن ها رها سازد. کودکان در مرحله زیر 4 سالگی تمرین حرکتی و نقاشی را تجربه می کنند. از خطوط طولی به خطوط مدور می رسد تا به تدریج این خطوط هماهنگ تر شوند. نقاشی های کودکان چیزی را نشان نمی دهند با این وجود آنها را نام گذاری می کنند. بهترین کار برای کودکان در این سن این است که به هیچ کلاس نقاشی نروند مگر این که مربی کاملاً آن ها را آزاد بگذارد و دخالتی در کار کودک نکند.

آوینا امین جواهری اگر چه در خانواده ای هنرمند به دنیا آمده است اما مادر نقاش او می گوید: هیچ گونه دخالتی درکارهایش نداشته ام و خط خاصی به او نداده ام بلکه تنها زمینه را فراهم کرده ام تا او از همان ابتدا با بهترین صداها و تصویرها آشنا بشود . آوینا در بهترین امکان های خلاقیت قرار گرفته است و جوهر خود را نشان داده است. این روزها آوینا 4 سال و نیمه یک نمایشگاه انفرادی در گالری آپادانا دارد. نمایشگاهی که بیشتر باید محل بازدید والدین قرار گیرد شاید در مسیر آموزش کودکانشان تغییری حاصل شود شاید آن هم بدانند در خانه آن هم یک آوینا وجود دارد باید مسیر خلاقیت آن ها را باز کرد.

این نمایشگاه از زاویه دیگری هم قابل تامل است. گالری آپادانا مدعی نمایش کارهای نقاشان حرفه ای در اصفهان است. نمایش کار های کودکان عموماً در مکان هایی غیر از چنین گالری هایی و آن هم به صورت جمعی تا کنون بوده است. گالری آپادانا می خواهد تعریف جدیدی از هنرمند نقاش ارائه کند. تعریفی که اگر چه می تواند وجوه درستی را به همراه داشته باشد بی شک خالی از نقد نقاشان حرفه ای نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 18:44  توسط بابا مجید  |