|
خلاقیت یک نیروی ذاتی است که در همه افراد وجود دارد و راههای بیشماری برای پرورش آن به ویژه از دوران کودکی وجود دارد. چرا که به قول «گاردنر» تصور و تخیلی که در اوایل دوران کودکی شکل میگیرد، مبنای خلاقیت در دوران بلوغ است. بنابراین به شما پدر و مادران عزیزی که خواهان آن هستید تا فرزندانی خلاق، مبتکر، نوآور و در نهایت، کارآفرین داشته باشید،
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 17:50  توسط بابا مجید
|
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 17:47  توسط بابا مجید
|
كارتون سندباد و علی بابا
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 16:12  توسط بابا مجید
|
با کودکانی که دروغ می گویند چه کنیم؟ تنبیه و دعوا کردن کودکانی که دروغ می گویند، هیچ فایده ای ندارد. بهتر است به جای این کار، ابعاد دنیای تخیلی آنها را تغییر دهیم. هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد. برخی از کودکان در حدود سن سه سالگی، تمایل شدیدی به دروغ گفتن دارند. به راستی علت آن چیست؟ متخصصین روانکاو علل مختلفی را در این امر مؤثر می دانند، دکتر کاپادونیا، رئیس بخش روان شناسی اطفال بیمارستان شهر میلان در این باره می گوید: «دروغگویی کودکان در این سن با دروغگویی بچه ها در سنین بالاتر کاملاً متفاوت است. کودکی که هنوز قادر به تشخیص واقعیت و خیال و رؤیا نیست، برای تجربه احساس شادی و غم به طور واقعی، خود را در دنیای خیالی که خودش آن را ساخته است، قرار می دهد. حتی گاه چنین کودکانی در هنگام تعریف ماجرای مرگ قهرمان ساخته ذهن خود ، زیر گریه می زنند.» خلق داستان های تخیلی توسط کودک، نمایانگر قدرت خلاقیت ذهن او است، اما برخی از کودکان حتی پس از سه سالگی نیز همچنان به این کار ادامه می دهند. محیطی که کودک در آن رشد می کند نقش بسیار مهمی در این مورد دارد. والدین که به هنگام تعریف چنین داستان های خیالی توسط فرزندشان، خود را محو شنیدن نشان می دهند و طوری وانمود می کنند که از شنیدن آنها واقعاً لذت می برند و برایشان بسیار جالب است، در واقع با این رفتار، کودک را تشویق به گسترش و توسعه دنیای تخیلی خود می نمایند. والدین نباید در برابر دروغ های کودک خود را بی تفاوت نشان دهند، بلکه فقط شنونده باشند. زیرا این امر به نوعی موجب تشویق او به ادامه این کار است.حتی نباید طوری وانمود کنیم که گویی دروغ های کودک را باور کرده ایم. چنین عکس العملی او را به این نتیجه می رساند که از طریق دروغ گفتن می تواند به خواسته خود برسد.اما عکس العمل منفی نباید نشان داد؛ مهم آن است که والدین با نهایت آرامش ، ذهن کودک را به سوی واقعیت سوق دهند و به او بفهمانند که این داستان ها همه حاصل خیالبافی های او است.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 17:41  توسط بابا مجید
|
|
|
صبح شده آفتاب اومده |
من تازه از خواب پا شدم |
چشمک بزن ستاره
| شد ابر پاره پاره کردی دل مرا شاد ديدی که دارمت دوست چشمک بزن ستاره در روز ناپديدی در ابرهای تيره ديدی که دارمت دوست چشمک بزن ستاره |
چشمک بزن ستاره تابان شدی دوباره کردی کردی به من اشاره از من مکن کناره شب مايه اميدی چون نقطه سپيدی کردی کردی به من اشاره از من مکن کناره |
امروز مد شده است که همه کودکانشان را به کلاس نقاشی می برند و می خواهند در مدتی کوتاه آن ها تکنیکی بیاموزند و کاری برای پدر و مادر بکشند. تصویری که به دید آن ها تنها نتیجه ممکن و حتمی کلاس نقاشی است! این که این بیماری آموزشی از کجا آمده است و چطور به یک باور حتمی تبدیل شده است جای هزار سئوال دارد و قصد ندارم در این متن به آن ها پاسخ بدهم اما بد نمی دانم به چند مطلب اشاره کنم:
کودک مجموعه ای از خواسته ها، امیال و ویژگی های شخصیتی از قبیل ستیزه جویی، ناسازگاری، مهربانی و ...در درون دارد و نقاشی کردن یکی از بهترین روش هائی است که به کودک امکان می دهد تا تمامی این ویژگی ها را به صورتی بی خطر از خود دور کرده یا تکامل بخشد و به آنها فرصت می دهد تا شخصیت درونی و افکار خود را بیرون بریزند بدین وسیله او قادر است چیزهایی که توانایی بیان آن را ندارد به واسطه نقاشی ظاهر سازد و خود را از قید تنش های آن ها رها سازد. کودکان در مرحله زیر 4 سالگی تمرین حرکتی و نقاشی را تجربه می کنند. از خطوط طولی به خطوط مدور می رسد تا به تدریج این خطوط هماهنگ تر شوند. نقاشی های کودکان چیزی را نشان نمی دهند با این وجود آنها را نام گذاری می کنند. بهترین کار برای کودکان در این سن این است که به هیچ کلاس نقاشی نروند مگر این که مربی کاملاً آن ها را آزاد بگذارد و دخالتی در کار کودک نکند.
آوینا امین جواهری اگر چه در خانواده ای هنرمند به دنیا آمده است اما مادر نقاش او می گوید: هیچ گونه دخالتی درکارهایش نداشته ام و خط خاصی به او نداده ام بلکه تنها زمینه را فراهم کرده ام تا او از همان ابتدا با بهترین صداها و تصویرها آشنا بشود . آوینا در بهترین امکان های خلاقیت قرار گرفته است و جوهر خود را نشان داده است. این روزها آوینا 4 سال و نیمه یک نمایشگاه انفرادی در گالری آپادانا دارد. نمایشگاهی که بیشتر باید محل بازدید والدین قرار گیرد شاید در مسیر آموزش کودکانشان تغییری حاصل شود شاید آن هم بدانند در خانه آن هم یک آوینا وجود دارد باید مسیر خلاقیت آن ها را باز کرد.
این نمایشگاه از زاویه دیگری هم قابل تامل است. گالری آپادانا مدعی نمایش کارهای نقاشان حرفه ای در اصفهان است. نمایش کار های کودکان عموماً در مکان هایی غیر از چنین گالری هایی و آن هم به صورت جمعی تا کنون بوده است. گالری آپادانا می خواهد تعریف جدیدی از هنرمند نقاش ارائه کند. تعریفی که اگر چه می تواند وجوه درستی را به همراه داشته باشد بی شک خالی از نقد نقاشان حرفه ای نیست.